تحولات منطقه

ساختار رئالیستی این فوتبال غرق در حاشیه سال‌هاست با یک پارادوکس تمام عیار روبه‌رو است. اینجا شور و شوق و شیدایی در کارزارها موج می‌زند، اما صورت‌های مالی غالبِ باشگاه‌ها غالباً شبیه دفتر مالی پیشه‌وران و تاجران ورشکسته است.

سکه‌هایی که از آسمان جام جهانی می‌ریزند/ آن دلارها، این دُمل‌ها!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

ساختار رئالیستی این فوتبال غرق در حاشیه سال‌هاست با یک پارادوکس تمام عیار روبه‌رو است. اینجا شور و شوق و شیدایی در کارزارها موج می‌زند، اما صورت‌های مالی غالبِ باشگاه‌ها غالباً شبیه دفتر مالی پیشه‌وران و تاجران ورشکسته است. قراردادهای معوق، پرونده‌های مفتوحه در فیفا و مدیریتی که بیش از اندیشیدن به توسعه در لانگ شات، درگیر زنده ماندن در نمای بسته است. در چنین اتمسفر مه‌آلودی، گاهی یک اتفاق بیرونی می‌تواند بسان نسیمی بر این اقتصاد خسته بوزد. نسیمی که این بار نامش جام جهان‌نمای ۲۰۲۶ است.
برای باشگاه‌های وطنی، جشنواره بزرگ آن سوی دنیا تنها یک بزم ساده نیست. صندوق مهر و موم شده‌ای است که با هر دقیقه خودنمایی ستیزه‌جویان ملی‌پوش، گشوده می‌شود. قانون دلبرانه از این قرار است: به ازای هر روزی که یک توپچی در اتراقگاه جام جهانی حاضر و ناظر باشد، سهمی دلاری برای باشگاهش کنار گذاشته می‌شود و با یک حساب و کتاب سردستی اگر یوزها فقط تا پایان مرحله گروهی پیش بروند، هر ملی‌پوش قریب به ۲۵۰ هزار دلار برای باشگاه خود به ارمغان خواهد آورد. عددی که در فوتبال هزینه‌زای ایران کمی تا قسمتی شبیه معجزه است. در این میان، ارتش سرخ بیش از رقبای باشگاهی بوی دلار را استشمام می‌کند. قرمزها علاوه بر اینکه پنج مهره در تیم ملی دارند، رد پایشان در تیم‌های ملی دیگر نیز دیده می‌شود. چرتکه می‌اندازیم و با لحاظ کردن اورونف، سرگیف و گندوز به این نتیجه می‌رسیم که اگر همه‌چیز طبق سناریو پیش برود، حساب باشگاه پرسپولیس در پایان مرحله گروهی می‌تواند با رقمی نزدیک به ۲ میلیون دلار سنگین‌ شود؛ پولی که در اقتصاد ملال‌انگیز باشگاه‌های ایرانی، حکم کیمیا را دارد. سهندنشینان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. باشگاهی که در سال‌های ماضی با وسواس بیشتری شاه‌ماهی‌ها را صید کرده، اینک نتیجه آن سرمایه‌گذاری‌ها را در قالب دلارهای فیفا نظاره می‌کند. پنج ایرانی در کنار یک چهره بین‌المللی به نام خامکروبکوف این باشگاه را به یکی از سهم‌خواهانِ بساط و سماط مبدل کرده‌ است. آن‌سوتر زاینده‌رودی‌ها با تکیه بر چهار سرباز، سهمی قابل توجه از این کیک جهانی را به خود اختصاص خواهند داد. مزدی گوارای وجود باشگاهی که سال‌ها روی ساختار و ثبات اصرار و ابرام ورزیده است. داستان آبی‌های پایتخت هم متفاوت‌ است. ترکیبی از ملی‌پوشان وطنی در کنار مازون، آشورماتوف و ماشاریپوف موجب شده استقلال از چند جبهه درآمد داشته باشد. از تهران تا تاشکند و از آنجا تا قلب کارائیب. طرفه اینکه تنوع ملیتی می‌تواند رقمی قابل تأمل را به حساب آبی‌ها واریز کند.
تصویر کلی فوتبال ایران اما تا بدین اندازه درخشان نیست. همان‌گونه که در کمپ تیم ملی فاصله ملموس میان مدعیان و تیم‌های دیگر حس می‌شود، در این چرخه دلاری نیز شکاف بزرگ قابل رؤیت است. به عبارتی برخی باشگاه‌ها تنها با یک نماینده در تیم ملی سهم اندکی دارند و برخی دیگر حتی همان یک سفیر را هم ندارند تا برایشان جام جهانی یک رویداد تلویزیونی همراه با یک کاسه آفتابگردان باشد، نه درنگی اقتصادی!
اما اگر به قبای مدیران باشگاه‌های منتفع برنمی‌خورد یک پرسش مهم را مطرح می‌کنیم و آن اینکه دلارهای از آب گذشته قرار است چه سرنوشتی پیدا کنند؟ آیا تبدیل به خشت‌هایی برای ساخت آکادمی‌ها، زمین‌های تمرین و زیرساخت‌های پایدار خواهند شد یا همچون بسیاری از درآمدهای ناگهانی، صرف پرداخت بدهی‌های قدیمی و قراردادهای کوتاه‌مدتِ کم اثر می‌شوند؟ بی‌تعارف دلارهای فیفا می‌آیند و می‌روند و آنچه می‌ماند تصمیمات مدیرانی است که باید انتخاب کنند این پول را خرج ساختن آینده کنند یا تنها برای چند ماه دیگر از دالان خاموشِ بحران‌های خودساخته فاصله بگیرند؟!

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha